دفتر روزهای زندگی.

خرید بک لینک
شب عاشورا دوباره بابا رو بردیم اورژانس و باز بستری شد تب و سرفه باعث شد خیلی زیاد افت پلاکت پیدا کنه . همه تو خونه گریه می کردن من نمی دونم چرا نمیخاستم دیگه گریه کنم . فکرای مزخرفی میاد تو سرم می ترسم از این افکارم. بابا خودشم انگاری ناامید شده زیاد غذا نمیخوره و حرف نمیزنه.نمی دونم چی بگم چکار کنم. دکترا هیچ کس نیست همه رفتن تعطیلات دکتر خودشم تشریف برده خارج همین طور مونده و افت پلاکت داره. ولی من ارومم . یعنی من چی هستم ارامش نداشتم امروز ارومم ذکر می گم کم و بیش . وقتی قاطی می کنم فقط میگم خدا هست به خودم. به احتمال زیاد ببریمش تهران بستری شه اینجا کاری دفتر روزهای زندگی....

ما را در سایت دفتر روزهای زندگی. دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: پنجشنبه 22 مهر 1395 ساعت: 16:54

فقط بگم

ان الله یحب الصابرین

منم دلخوشم به این خدایا فقط خودت

دفتر روزهای زندگی....

ما را در سایت دفتر روزهای زندگی. دنبال می‌کنید

برچسب: صبر,صبر ايوب,صبري فواز,صبرا جميلا,صبرا وشاتيلا,صبر بالانجليزي,صبري الدمرداش,صبر زرد,صبر فواكه,صبرا يا نفسي, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 18:32

صفحه بندی